مریم مظفری
مریم مظفری

ما یه زوجیم که عاشق سفریم کوچکترین وقتی که گیرمون میاد میریم سفر....

گیلان گردی قسمت دوم: غار دربند رشی

3 هفته قبل


     خلاصه سفر گیلان گردی ما شروع شد ساعت 6 صب با گروه تو یه مکان که ادرسشو واسمون فرستاده بودن قرار داشتیم. بهتون بگم که ما یه کاسکو داریم که اسمش هیرو و نمی تونیم مدت زیادی تنهاش بزاریم این شد که تصمیم گرفتیم ببریمش خونه مامان مجتبی. بخاطر همین ما با لیدر گروه هماهنگ شدیم و زودتر بقیه راهی قزوین شدیم. قرار شد اولین توقف امامزاده هاشم باشه.

 

 بعد تحویل دادن هیرو به سمت امامزاده هاشم حرکت کردیم توی راه کلی از مناظر زیبا عکس و فیلم گرفتیم کلی گفتیم و خندیدیم و باحال تر از همه جیغ و بوق هایی بود که تو تونل می زدیم. وقتی به امامزاده هاشم رسیدیم ساعت 10:30 بود وایسادیم یکم استراحت کردیم هوا رو نگم براتون چقدر گرم بود دماسنج ماشین که دمای  35 درجه رو نشون میداد. وقتی همه بچه ها رسیدن یه عکس دسته جمعی گرفتیم و واسه دیدن غار دربند رشی که یکی از جاذبه های دیدنی گیلانه حرکت کردیم.

 

واسه رفتن به این غار بعد از رودبار به سمت خروجی توتکابن رفتیم و بعد از  حدود 10 کیلومتر از جاده توتکابین راهی جاده ی دفراز- پلنگ دره و سی دشت شدیم مسیر اصلی را ادامه دادیم تا بعد از روستای رشی و قبل از سی دشت، به تابلوی غار دربند رشی در سمت راست جاده رسیدیم.

 

از دامنه کوه تا غار حدود بیست دقیقه پیاده روی تو مسیر نسبتا هموار با شیب کم داشتیم که در کل دسترسی به غار خیلی سخت نبود چیزی که خیلی اذیتمون کرد گرمای بیش از حد هوا بود اینم بهتون بگم که تو مسیر رفتن به غار چشمه یا منبع آب نیست پس حتما آب آشامیدنی یا هر نوشیدنی خنکی که دوست دارین با خودتون ببرید. وقتی وارد غار شدیم سرمای خوب داخل حالمونو یکم بهتر کرد انتظار دیدن نقش و نگار یا چیز خاصی تو دل غار و داشتم ولی چیز خاصی تو دل غار نبود از ابتدا تا انتهای غار حدود دو دقیقه بود که با هد لمپ رفتیم و برگشتیم ولی چیزی که نظرمو خیلی جلب کرد زیبایی اون منطقه بود اینقدر از دیدن اون همه زیبایی لذت بردم و ذوق داشتم که کل مسیر  رو فیلم گرفتم مخصوصا منظره ای که از دهانه غار دیده میشد بسیار بسیار زیبا بود.

 

 

نهارمونو همونجا خوردیم هم هوا خیلی مطبوع بود و هم  اینکه منظره جلومون خیلی زیبا بود. بعد از حدود دو ساعت به سمت ماشینامون حرکت کردیم همه از گرمای هوا بی طاقت شده بودن اون بیست دقیقه راه حدودیکساعت طول کشید وقتی رسیدیم کنار ماشینامون مجتبی هندونه ای که تو ماشین بود و برید و به همه یه تیکه داد به نظرم اون خنک تری هندونه ای بود که تو عمرم خورده بودم.

 

 

یکم که بدنامون به تعادل دمایی رسید راه افتادیم به سمت اقامتگاه اینم بگم که تو راه کلی آب و بستنی و نوشیدنی خنک خوردیم که اون گرما رو قابل تحمل کنه .

حدود ساعت 6 غروب بود که به اقامتگاه رسیدیم یه خونه چوبی دو طبقه که تو هر طبقه سه تا اتاق داشت هر اتاق سرویس بهداشتی مجزا داشت و حدود 4 نفر ظرفیت داشت البته اینم بگم  که یه ویو عالی به اطراف داشت.

 

صاحب اقامتگاه یه خانم بسیار جوان و مهربان بود که طراحی اقامتگاه رو خودش انجام داده بود و از صنایع دستی گیلان مثل کلاه و سبد حصیری، جاجیم، پوست حیوانات برای تزیین اقامتگاه استفاده کرده بود و محصولات محلی مثل دلال، ترشی سیر، انواع رب های محلی رو میفروخت تازه با هزینه خیلی کم لباس محلی واسه عکاسی اجاره میداد و کلی هنر و ذوق تو ساخت اقامتگاه به کار رفته بود.

اولین روز از گیلان گردی با خوردن آلو مسما محلی و کلی خنده و تفریح و بازی به پایان رسید.

 

حتما با ادامه پست های من همراه باشید تا بقیه جاهای زیبایی که رفتیم و براتون تعریف کنم.

حتما واسم کامنت بزارید و نظر تونو راجع به نوشته هام بگید تا بتونم با انگیزه بیشتری واستون بنویسم اینم بگم انتقاد سازنده رو با کمال میل پذیرا هستم و خوشحال میشم بشنوم. آیدی من تو اینستا Maryatrips هست که میتونید مستقیم با خودم در ارتباط باشید.

 

 

 

 

 



نظرات